شنبه ، ۲ / آبان / ۱۳۹۴ - ۱۶:۲۴
کد مقاله : 1215
ما «پاراآکادمی» نداریم/ ارزیابی فعالیت «پاراآکادمی ها» و نقش آنها در جغرافیای فکری ایران نسخه چاپی
images (3)

ما «پاراآکادمی» نداریم
ارزیابی فعالیت «پاراآکادمی ها» و نقش آنها در جغرافیای فکری ایران

نویسنده: دکترغلامرضا ذاکرصالحی*
روزنامه ایران، شماره ۶۰۵۶ به تاریخ ۲۷/۷/۹۴، صفحه ۱۷ (اندیشه)
قصد کردیم «نقش و جایگاه پاراآکادمی ها در سپهر اندیشه ایران» را از نگاه صاحب نظران به بحث و بررسی بنشینیم. این موضوع پیش تر در همین صفحه در تاریخ ۲۲ مهرماه با مقاله دکتر ناصر فکوهی با عنوان « در غیاب دانشگاه ها….» کلید خورد و در روزهای آتی مقالاتی از دیگر استادان در این زمینه منتشر خواهد شد. «ایران» صاحب نظران و اندیشمندان علوم انسانی و اجتماعی را به تامل در این مقالات فرا می خواند و از انتشار نقد و نظرها استقبال می کند.
٭٭٭
همکاران عزیز گروه اندیشه «ایران» از بنده خواستند یادداشتی درزمینه «پاراآکادمی ها در ایران» بنویسم. واقعیت این است که تبارسازی زودهنگام از رویداد ظهور پاراآکادمی ها را به شکلی که در اروپا بویژه فرانسه می بینیم ناموجه می دانم. ما در ایران پاراآکادمی با آن شکل و شمایل و کارکرد نداریم و چقدر خوب بود اگر می داشتیم. زیرا این نهاد می تواند دانشگاه را نیز به عنوان رقیب به تحرک علمی وادارد. درجهان سوم وقتی زیست بوم علم ضعیف است یعنی کل پیکره اجتماعی علم (در درون و بیرون نهاد علم) نحیف و رنجور است. اگر زیست بوم علم ضعیف باشد هم آکادمی ناکارکرد است و هم پاراآکادمی. تصور نکنیم در کنار یک دانشگاه ضعیف می توانیم چندین پاراآکادمی قوی داشته باشیم. در کشور ما اگر نهادی با انگیزه مشابه پاراآکادمی غربی هم تاسیس شود بسرعت به یک کلوپ اجتماعی (social club) تبدیل می شود یا به دنباله احزاب و باندهای سیاسی یا یک نهاد مطبوعاتی در می آید. لازمه پاراآکادمی استقلال تام و تمام است. استقلال از دولت، استقلال از نهادهای دینی چون کلیسا، استقلال از بازار و داشتن آزادی علمی بالا. حال اگر موسسه ای صرفاً شارح افکار و آثار یک متفکر معین غربی باشد یا انگیزه اش تن ندادن به نقد و ارزیابی علمی یا کوبیدن سیستماتیک رقبا باشد، آیا پاراآکادمی است؟ با داشتن این تامل قلم برای نوشتن پیرامون وضعیت چنین مراکزی در ایران نچرخید. لذا به جای آن مطلبی درخصوص «علم پساآکادمیک» تقدیم می کنم.
٭٭٭
ساختار اجتماعات علمی در حال دگرگونی است. به نظر «کریشنا» و همکارانش، پیشرفت دانش نظام مند، اهمیت انتشار آزادانه، اولویت دادن به پاداش های حرفه ای و ایجاد گروه های بازنگر متشکل از نخبگان علمی در رشته های مختلف که نشانه علم آکادمیک محسوب می شدند و بر اجتماعات علمی حاکم بودند امروزه در حال تغییر است.
زیمان معتقد است که علم آکادمیک دستخوش یک انقلاب فرهنگی است. این علم راه را برای علم «پسا آکادمیک» باز کرده است. علمی که ممکن است از نظر جامعه شناختی و فلسفی آنقدر متفاوت باشد که نوع متفاوتی از دانش را تولید کند.
علم پسا آکادمیک را به نوعی می توان علم پست مدرن نیز تلقی کرد. زیرا پست مدرنیسم نگاهی موضعی (نه کل گرایانه) به علم دارد.
به اعتقاد «لیوتار»، پست مدرنیسم تهاجمی است علیه روش های کلی و جهانشمول علم که به عقیده او بیشتر به تحلیل پدیده های ناپایدار می پردازد و قلمرو نادانسته را گسترش می دهد. به اعتقاد او، اسطوره های پیشرفت و ترقی در دوران روشنگری، حدیث بی فرجام آزادی انسانی در مارکسیسم و کند و کاو فلسفی برای توجیه عقلانیت علم و فرهنگ، همگی مشروعیت و اقتدار اجتماعی خود را از دست داده اند. به جای این تئوری های بزرگ، پست مدرنیسم بیشتر توجه خود را معطوف به سرشت جزئی و موضعی دانش می کند.
برای تبیین بهتر چگونگی ظهور پسا آکادمیک و ویژگی های آن توجه به نکات عمده زیر ضروری است:
۱دانش پساآکادمیک همچون جریاناتی مهار نشدنی و «خود توسعه گر» ظهور یافته و این جریانات دانش، پیوسته به یکدیگر می پیوندند و ترکیب ها و تلفیق هایی جدید از دانش نوین بشر می آفرینند. این ویژگی گویای وجه بارزی از هم افزایی علمی است.
۲ علم پساآکادمیک برخلاف علم آکادمیک از محافظه کاری رایج در محیط های دانشگاهی به دور است. نظرات، ایده ها و نتایج پژوهش های خود را بسرعت و سهولت از طریق شبکه های مجازی منتشر می کند و برای انتشار نتایج پژوهش های خود منتظر نیل به قطعیت نمی ماند.
۳اندیشه کاران علم پساآکادمیک را عمدتاً دانشمندان جوانی تشکیل می دهند که شبانه روز از طریق شبکه های اطلاع رسانی با هم در ارتباط هستند. سلسله مراتب دانشگاهی در این گروه های مجازی کم رنگ است. همچنین سنت های موضوعی و دیسیپلین ها و رویه های علمی در هم ریخته شده و هیچ امری فدای دانستن نمی شود. «روزآمد» بودن یک ارزش محوری و غیرقابل اغماض است.
۴ علم پساآکادمیک برای پیشبرد مقاصد خود از کلان نظریه ها و کاوش های بی پایان فلسفی پرهیز می کند و جنبه های پراگماتیک دانش را در عرصه کاربرد محوریت می دهد. نفی نظریه پردازی در این عرصه صرفاً از طریق تفکیک پژوهش ها یا زمینه های شغلی و کاری نیست، بلکه بعضاً تا طرد رادیکال هر نوع نظریه پردازی پیش رفته است. دیدگاه های فیلسوف معاصر «رورتی» در این باره محل تامل است.
۵ظهور بازار کار متنوع و پر ازدحام موجب شده است دانشگاه ها در عین تلاشی که برای پاسخگویی به نیازهای جهانِ کار دارند از ادعای رفع و رجوع همه نیازهای بخش صنعت، کشاورزی، خدمات، هنرها و فنون و حرفه ها دست بردارند و عرصه را برای ظهور رقبای جدید باز کنند. بخش دیگری از علل ظهور علم پساآکادمیک به دست و پنجه نرم کردن دانشگاه ها با بحران های متعدد از قبیل بحران مشروعیت، بحران هژمونی، بحران نهادی، بحران کمیت، بحران کیفیت و بحران مالی مربوط می شود.
۶ علم پساآکادمیک از سوی دیگر معرف ظهور نوعی از دانش است که با زمینه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پیوند وثیق تری دارد. خصلت انعکاسی و توزیع یافتگی دارد و در بطن جریانات اجتماعی بویژه در سطوح جهانی حضوری انکار نشدنی دارد. این دانش، خود را از زندان قفسه های کتابخانه ها رهانیده و به «شبکه ای از موضوعات جهانی» فکر می کند.
مجموعه این دانش ها معرفتی عینی، تجربی و کاربردی است که لزوماً برای افزایش وجهه و پرستیژ دانشگاهی، تفاخر علمی یا طی مدارج استادی به کار نمی آید.
آنچه بیان شد به این معنا نیست که علم آکادمیک فاقد سهمی از این ویژگی هاست. برای نمونه انکار نمی شود که جریان علوم آکادمیک نیز تا حدودی «خود توسعه گر»ند یا تلاش دارند با زمینه های اجتماعی پیوند برقرار کنند. آنچه گفته شد وجوه بارز و نقاط عطف تحول برای گذر از «علم آکادمیک» به «علم پساآکادمیک» است.
پرسش اصلی اکنون در اینجا است که آیا کانون تولید علم از محیط دانشگاه رخت برخواهد بست؟ پاسخ به این پرسش برخلاف وجود نشانه های علم پساآکادمیک نباید با دستپاچگی و سطحی نگری آمیخته شود. چه بسا دانشگاه با تفویض رسالت هایی چون آموزش های رسمی به موسسات رقیب به یک رسالت مهم و جدید دیگر گرایش نشان دهد و آن به عهده گرفتن وظیفه تلفیق و هدایت جریانات دانش است. جریانات دانشی که ممکن است منشا آکادمیک یا غیرآکادمیک داشته باشند.

*عضوهیات علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی

دیدگاه خود را بنگارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *
Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.