بررسی محیط پژوهش در ایران و پیشنهاد اهداف و سیاست های پژوهش در برنامه پنجم توسعه کشور

معمولاً در تدوین برنامه های توسعه ای از یک الگوی عام سه مرحلهای مشتمل بر ترسیم وضعیت موجود، ترسیم وضعیت مطلوب و تحلیل شکاف و پیشنهاد راهکار برای پر کردن فاصله میان وضع موجود و مطلوب استفاده میشود. نقش گام نخست در این الگو بسیار کلیدی است.
فرآیند برنامه ریزی به صورت آرمانی بدون شناخت و خود آگاهی نسبت به فرصتها، تنگناها، ضعفها و قوتها معمولاً به تعریف اهدافی کلی و غیرقابل تحقق و شعاری و یا کم توجهی به ظرفیتهای پنهان موجود منجر میشود. بنابراین تعریف دقیق نقطه عزیمت برنامه در موضوع بحث حاضر یعنی پژوهش که از سامانۀ آماری جامع نیز محروم است اهمیت مضاعف پیدا میکند. همانگونه که در این نوشته خواهد آمد، کارشناسان از این نقطه عزیمت با تعابیر گوناگون یاد کردهاند از قبیل: تعیین نسل غالب تحقیق و توسعه در کشور، تعیین میزان تراکم تحقیق و توسعه و یا تعیین پایگاه علم و تکنولوژی کشور از بین گونه شناسی چهارگانه.
هدف :
هدف طرح صرفاً ترسیم وضعیت موجود پژوهش در کشور است نه تدوین تمام زنجیرههای برنامهریزی راهبردی. در بخش دیگر نیز به سفارش کمیته تدوین برنامه پنجم توسعه پیشنهادات رؤسا و مدیران پژوهشی مراکز علمی تابعه وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری در ارتباط با اهداف و سیاستهای بخش پژوهش، تدوین و طبقه بندی شده است. این بخش را به گونهای میتوان ارکان وضع مطلوب پژوهش تلقی کرد.
روش مطالعه:
این مقاله متکی بر یک مطالعه زمینه یاب از نوع اکتشافی در درون نظام آموزش عالی است تا بتوان با استفاده از نقطه نظرات و دیدگاههای مدیران دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی، تصویر جامعتری از وضعیت پژوه ش در ایران ارائه داد. همچنین به صورت همزمان تلاش شد پیشنهادات مراکز علمی در خصوص اهداف و سیاستهای بخش پژوهش در برنامه پنجم توسعه کشور اخذ و طبقهبندی شود.
نتیجه گیری :
ارزیابی کلان و سریع وضعیت پژوهش در ایران از دیدگاه یک کارشناس و متخصص که در درون این نظام پژوهشی زندگی کرده است و با عطف توجه مضاعف به دادههای کیفی و تحلیلی پژوهشی که به سفارش کمیته آموزش عالی برنامه پنجم توسعه به انجام رسید، در کنار یافتههای آماری و کمّی نشان میدهد که:
1- پیش نیاز تدوین هر برنامه میان مدت و بلند مدت از جمله برنامه پنجم توسعه در بخش پژوهش نیازمند ترسیم دقیق مؤلفه های کمی و کیفی وضع موجود و به تعبیر پژوهشگران شورای بین المللی مطالعات سیاست علمی، تعیین پایگاه علم و تکنولوژی هر کشور است. با عنایت به رقم 6/0 درصدی پژوهش از تولید ناخالص ملی و تعداد 663 محقق در یک میلیون نفر جمعیت و پوشش 28 درصدی تحصیلات عالیه در بین جوانان 24-18 سال، کشور ایران در گونه شناسی این پژوهشگران در ردیف کشورهای دارای پایگاه مستقر علم و تکنولوژی (گروه ج) شناخته می شود. هر چند کشور ما از نظر شاخص تراکم تحقیق و توسعه در این گروه قرار گرفته است اما از نظر شاخص های اقتصادی دیگر با گروه ب هماهنگی و سنخیت دارد. این نکته، گسست بین پژوهش و تولید را در ایران نشان می دهد.
2- تشتت آرا و ایده های مدیران دانشگاهی و پژوهشی که در فرآیند جمع آوری و تکمیل جداول SWOT مشاهده گردید نشان می دهد مسأله پژوهش در ایران هنوز در سطح سیاست گذاری یک مسأله غیرساختمند، متضلّع و پیچیده است. این نکته در جداول تفصیلی SWOT که گزینه های بسیاری با فراوانی یک و دو در آن به چشم می خورد کاملاً مشهود است (این گزینه ها در جدول خلاصه شده حذف گردید) فقدان اجماع در این قلمرو ممکن است به دلیل بلوغ نیافتگی حوزه سیاست پژوهی و برنامه ریزی باشد.
3- دروندادهای نظام پژوهشی کشور هر چند اندک بوده است اما به تناسب همین دروندادهای اندک نیز خروجیهای مشخص و مؤثری دریافت نشده است. سهم 6/2 درصدی صادرات دارای فناوری پیشرفته از کل صادرات، و ساختار سنتی صنعت و کشاورزی و خدمات و شواهد دیگر نشان میدهد همین دروندادهای اندک به خوبی در سطح فرآیندی مدیریت نشده است. وضعیت ایران از نظر تعداد مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها و تعداد محققان بحرانی نیست و با همین اعتبار 5/0 درصدی از تولید ناخالص ملی با تقویت مدیریت هدفمند و مؤثر نظام پژوهشی از نظر راهگشایی و حل مسأله بهتر از این عمل خواهد نمود.
4- نظام پژوهشی کشور برای برنامهریزی بلندمدت با معضل فقدان “پایگاه داده” روبروست و در غیاب آمار و ارقام درست و به روز شده با پدیده امتناع برنامهریزی مواجهایم.
5- توسعه پژوهش در ایران فاقد پارادایم و الگوست اما یک توسعه آرام و برنامهریزی نشده که به صورت اجباری ریشه در الزامات زندگی در جهان امروز و مؤلفههایی چون رشد میانگین تحصیلات عالی و جهانی شدن دانش و توسعه ارتباطات دارد در حال وقوع است.
6- نظام تحقیقاتی کشور که درون دادها، فرآیندها و بروندادهای آن معین شده باشد و دارای سیستم ارزیابی و بازخورد علمی باشد مهندسی و طراحی نشده است.
7- بروکراسی تحقیقات همپای آرمانها و برنامههای توسعه پیش نمیرود. نمونه آن عدم تحقق تصمیمات و مصوبات در خصوص تحقق هدف برنامه چهارم در شاخص سهم بودجه تحقیقات از تولید ناخالص ملی است.
8- بازار پژوهش در ایران شکل نگرفته است. مشکل عمده در این میان مربوط به فقدان طرف تقاضاست اگر صنعت و کشاورزی دانش بنیان نباشد تقاضای مؤثر و کشش بازار وجود نخواهد داشت. هم اکنون چندین سال است که پارکها و مراکز رشد در استانهای مختلف شکل گرفته است ,هم چنین کشور حداقل دارای 1872 مرکزتحقیق وتوسعه و46486 محقق است اما در فقدان تقاضای صنعت، بازار پژوهش و فناوری بسیار شکننده است.
9- اهداف و سیاست های پیشنهادی توسط دانشگاهها نشان می دهد طیف متنوعی از نیازهای ساختاری، عملکردی و رفتاری که بیشتر متوجه تکمیل زیرساخت های اولیه است مورد نیاز و تاکید مراکز علمی است. بنابراین ایده اصلی مستخرج از این مطالعه پیگیری سیاست نفوذگرا (در مقابل سیاست مأموریت گرا) در قلمرو پیشبرد علم و فناوری است.
برای مشاهده کامل مطالب دانلود کنید